قهرمان سیزده ساله

 

اندازه­ ی پسر خودم بود؛ سیزده، چهارده ساله.

وسط عملیات یک دفعه نشست.

گفتم: حالا چه وقت استراحته بچه؟!

گفت: بند پوتینم شل شده، می­ بندم.

به راه ادامه دادیم. ...

دوباره نشست؛ ولی بلند نشد!

نگاه کردم. هر دو پایش تیر خورده بود ولی برای حفظ روحیه­ ی ما چیزی نگفته بود. ...

 چند عکس از شهدای نوجوان در ادامه مطلب